نمی دانم چرا امشب واژه هایم خیس شده اند
مثل آسمانی که امشب می بارد....
و اینک باران
بر لبه ی پنجره ی احساسم می نشیند
و چشمانم را نوازش می دهد
تا شاید از لحظه های دلتنگی گذر کنم
ما را در سایت پرستار دنبال میکنید
برچسب: دانم, نویسنده: بازدید: 6 تاريخ: سه شنبه 24 مرداد 1396 ساعت: 23:04

نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم خرداد ۱۳۹۶ساعت 21:49 توسط Zeinab| |
بعضی وقتا خیلی مهربونم یعنی بیشتر وقتابا مریضا مخصوصا بیشتری مهربونماما بعضی وقتام از عالم و ادم حالم بهم می خورهاینجور وقتا کلی هم ارایش می کنم نمی دونم چراالان از همه بدم میاد مخصوصا سرپرستار ام که دو روزه عیدو واسم شیفت گذاشته با هیچکس حرف نمی زنم فقط جیغ:)))عین دختر چهارساله ها:)دیگه پرستار...ما را در سایت پرستار دنبال میکنید
برچسب: مهربون, نویسنده: بازدید: 6 تاريخ: سه شنبه 24 مرداد 1396 ساعت: 23:04
نوشته شده در چهارشنبه هفتم تیر ۱۳۹۶ساعت 18:29 توسط Zeinab| |
پرستار...ما را در سایت پرستار دنبال میکنید
برچسب: وانت, نویسنده: بازدید: 4 تاريخ: سه شنبه 24 مرداد 1396 ساعت: 23:04
نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم تیر ۱۳۹۶ساعت 19:12 توسط Zeinab| |
پرستار...ما را در سایت پرستار دنبال میکنید
برچسب: سیکس, نویسنده: بازدید: 5 تاريخ: سه شنبه 24 مرداد 1396 ساعت: 23:04
نوشته شده در چهارشنبه هجدهم مرداد ۱۳۹۶ساعت 11:51 توسط Zeinab| |
پرستار...ما را در سایت پرستار دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 6 تاريخ: سه شنبه 24 مرداد 1396 ساعت: 23:04